خرید بک لینک
آمارگیر وبلاگ بهینه سازی فردی بهترین راه ایجاد بهبود وضعیت دنیاست، و گسترش دادن نبوغ درون سریع‌ترین راه برای ارتقای رابطه‌اش با دنیای بیرون است.برگرفته از کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها از رابین شارما. ترجمه نریم رضاییبهینه سازی فردی بمعنی مطلوب کردن شخص در زندگی خود است و این راه ایجاد بهبود وضعیت دنیاست؛ اینکه جز اقشار فقیر جامعه نباشی، یزرگ‌ترین خدمت به جامعه و کشور خود است، اینکه در وضعیت متعادل زندگی قرار داشته باشی، خود نشانه مستقل بودن و نبودن بار اضافی برای جامعه است.برای ایجاد تغییر در دنیای بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگ

کتاب برتری خفیف از جف اولسون ترجمه نورا حاجی‌باشی ص112 انتشارات فانوس دانش

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگ

hand break زندگی و معنی بودن در مسیری که همیشه پر از خطر خواهد بود. نمیدونی به چه کسی اعتماد باید کرد و از چه کسی فراری باشی، به خودت اجازه میدهی که خیلی‌ها وارد زندگیت بشوند و یک سرکی توی زندگیت داشته باشند، زهر بزنند و یا باهات همراهی کنند. خیلی مواظب باش، تو بازیچه این و آن نشوی و شش دانگ حواست جمع باشه، نه اینکه حساس بشی ولی حواس جمع برای هر موقعیتی که داری دیدگاه منسجم داشته باشی.

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگانگار ناف ما را با خواندن و نوشتن بریده باشند، همیشه در حال یک نشخوار مطلب و یا برداشت موضوعی و ثبت آن در یک کاغذ هستیم؛ نوشتار درمانی راهکاری که افراد را از تشویش ذهن رها میکنه و یک فرصت ناب به آدمی میده تا بتونه محیط پیرامونش را بهتر درک کنه و در دیدگاهی که داره درست بیاندیشه؛ زمان در گذر هستش و ما به عنوان پیچیده‌ترین سیستم، به خودمون اهمیت نمیدیم و انگار نه انگار که ما هم دفترچه راهنمایی داریم؛ بله دفترچه راهنمای نحوه بکارگیری این جسم و ذهن و این مخلوقی که به تو قدرت تصمیم گیری ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگانگار هرچی زرده، عیب و نقصه و تا میگی فلانی زرده، آن زرده، این زرده و هرچیز دیگه‌ای که میشه زردی را بهش چسبوند، میشه از دایره حذفش کرد؛،ولی من میگم حتی زردی هم بهتر از اینه که رنگ نداشته باشه. دیروز با یه بنده خدایی گفتگو می‌کردم و به حسب صحبت‌هامون، رسیدیم به کتاب‌هایی که می‌خونیم و من شروع کردم از کتابهای دوست داشتنی‌ام، با یک آب و تابی حرف زنن ولی خیلی مودبانه بهم گفت: «این کتاب‌ها بهشون کتاب‌های زرد میگن.» کمی مکث کردم ولی با خودم زیر لب میگفتم: «باشه، حتی اگه زرده باشه.» اینکه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگ

کسی هست به من بگه: «آرزو چیه؟» و یعنی من میتونم آرزوها را دوست داشته باشم؛ اصلاً نیازه که آرزویی داشته باشیم که به آن اهمیت بدهیم و برای رسیدن به آن، خودمون را به آب و آتش بزنیم. خدایا من درمانده و ناچیزم و تو بزرگ و بخشنده؛ پس خودت میدونی...

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگشاید اندکی از آن روزهایی که قدیم ندیم بود، دیگه خبری نباشه و رسم و رسوم هم تغییر کرده باشه، ولی چیزی که این روزها را کمی متفاوت میکنه، نبود خواستگاه ازدواج در نسلی است که دیگه رمقی از آن نمونده و از آنهمه هیاهوی و شور و انگیزه‌ای که داشته، فقط خاطرات کودکی‌اش به جا مونده است؛ چقدر مونده و نموده را سر زبان میارم و خودم هم قاطی کردم ولی بگذریم...جوان رعنایی که سن ازدواج براش مثل یک مسابقه دو که دیگه عقب افتاده، براش معنایی نداره و تنها در فکر اینه که بقیه عمرش را چجوری سپری کنه و انگیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگخبر خوش اینکه برای نوشتن نامه به او، نیاز به تمبر و پست ندارد، فقط کافیه براش بنویسی که چقدر دوستش داری.خداجون من خیلی دوستت دارم.تو بهترین هستی و برایم کافی؛ اینکه به کسی تکیه نمی‌کنم، نه از روی خودخواهی و غرور، بلکه بدلیل این است که خدایی مثل تو دارم و در همه حال می‌دونم که آهای تویی اون بالا بالاها نشستی، خیلی هواست به من هست؛ خیلی دوستت دارم، دوستت دارم و بوس بوس. خخخخخخخآره من تنها با تو عشق می‌کنم و برای اینکه بتونم نظرت را جلب کنم، خودم را فدات می‌کنم. یه کمی بی‌مزه هستم ولی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

آمارگیر وبلاگ

گاهی از فرط شلوغی کارهامون، نمیدونیم کجاییم. آروم قدم زدن را فراموش کردیم، خیالمون تختِ تخت هست که داریم، زندگی میکنم
ولی نه!!! من که میگم خودمون را درگیر همه چیز کردیم، غیر از هیچ!!! بخدا نیازه که بعضی مواقع خودمون را توی وضعیت صفر قرار بدیم، بعضیا میگن نزدیک به عدم قطعیت ولی من میگم رهایی از بندهایی که خودمون به خودمون وصله زدیم، پس بذاریم روی صفر...

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: جمعه 19 تير 1405 ساعت: 23:57

طرف دائم اینور و اونور میشه و زیرآبم را میزنه، به اصلاح عضو شورای شهر هم است (خیرِ سرش)، نمیدونم چه هیزم تری بهش فروختم ولی اینو میدونم که با آن چهره متظاهرش که خودش را از آن مذهبی های دو آتیشه میدونه، خیلی ها را چزونده، برام مهم نیست بذار هرکاری میتونه بکنه، رزقم مشخصه و میدونم چند چندم با خودم، درستش اینه که به اینجور آدم ها توجهی هم نکنم، فقط به خاطر مردم وایسادم و تو این شهر کار میکنم، مُزدم را میگیرم و براشون حرص میخورم، به خودم میگم اگه همچین آدم هایی منو تایید کنند جای تاسف داره، یاد گرفتم که کسی منو تایید کنه که ارزشمند باشه و تیمی منو قبول کنه که منو بالا میبره، از آدم های منفی دوری کنم و خودم را به آدم های مثبت بچسبونم، قراره برم بالا و نه پایین!!! از اینکه کتاب می خونم و کتاب منو دوست داره و منو راهنمایی می کنه از خدایم بسیار سپاس گذارم(خداجون عاشقتم) ، بذار آن بابا هم اینقدر بسوزه تا جگرش حال بیاد ولی من میدونم هیچ کاری نمیتونه بکنه، چون خودم را باور دارم و به کارم اطمینان دارم. برچسبها: زندگی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:09

برای اینکه از خودم ناراحت نشم به خودم میگم ظوری نیست حل میشه، اگه داری یا نداری مهم نیست، مهم اینه که ذهنم آروم باشه، پس برای داشتن و نداشتن خودم را حرص نمیدم، بلکه یاد میگیرم وجودم مهمه!!! از اینکه ضرر میبینم، نمی ترسم و از اینکه سود کنم اصلا! ذوق زده نمیشم، برای آدم های منفی زندگیم، هیچ انرژی هدر نمیدم و برای اونایی که خیلی دوستشون دارم، انرژی میذارم، طرف پیغام میده چرا باهام سردی میکنه، خودشم میدونه چقدر برام گران تمام شده که باهاش حرف زدم، چقدر انرژی ازم گرفته، و چه روزهایی از را بخاطر حرفهاش تلخ کردم، و حالا که درکم رفته بالا و اصلاً اهمیت نمیدم که هستش یا نیستش، داره دردش میگیره، بماند گذاشتمش کنار!!!! بجاش دارم با آدم هایی که منو میبرند بالا، میبرند بالا و بالاتر راه میرم و وقتی میبینمشون دلشاد میشم، انگار رنگ به رنگ زندگیم رنگین کمان تر میشه و حال دلم خوبتر، تمرین میکنم سخاوتمند باشم و ارزشمندترین دارایی های جهان را به خودم جذب کنم، برای داشتن و نداشتن ها و برای بدست آوردن و از دست دادن ها روزگارم را تلخ نمی کنم و فقط بزرگ و بزرگتر میشم، آنقدر بزرگ که دیگه کسی نتونه منو حتی هل بده و برعکس من بتونم دست همه را بگیرم، دست آنهایی را که دستم را گرفتند و دست آنهایی را که بهم امید دارند و دست آنهایی را که من بهشون نیاز دارم و دست خودم را بگیرم که همیشه باهامه!!! برچسبها: واگویی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:09

زمانی دیر خواهد شد و نگاهی حسرت آمیز که گذشته را شخم میزند، گذشه ای که برای آینده تلاش کرد ولی آینده ای که گذشته را محکوم کرد، خبر رسید که برگ برنده ات رو شده و تو دیگه نمی تونی مخفی بمونی، خودت به خودت میگی، چه برگ برنده ای!!! مگه من غیر از گذشته ای خالی و آینده ای مبهم چیز دیگه ای دارم!!! شاید اشتباه فکر می کنند، شاید دیدشون نسبت بهم خوش بینانه است، ولی درست می گفتند، و من بعد از آن روز دنبال برگ برنده ام گشتم و پیداش کردم، همه ماها یک برگ برنده داریم ولی دنبالش نمی گردیم ، فقط باید باور داشته باشیم که برگ برنده وجود داره... برچسبها: مفهومی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیارش یزدانی تاريخ: پنجشنبه 24 آذر 1401 ساعت: 12:09

صفحه بندی